جوابیه ای برای رجانیوز
سايت مهرورز رجانیوز متعلق به حاميان دولت، به نقل از روزنامه مردمسالاري در ستون آخرين اخبار خود در قالب خبری با عنوان "همراهی براندازان با خاتمی!" مطلب "وهم و ترس" اينجانب را با هدف اختلاف افکنی میان اصلاح طلبان و اصلاح طلبان سرافراز پیشرو، مشمول مهرورزي هاي خاص خود قرار داده است. لذا جوابيه اي براي آن دوستان مهروز ارسال گرديد كه در ادامه مي آيد:
مديريت سايت رجانيوز
احتراما" نظر به درج مطلب "همراهي براندازان با خاتمي!" در ستون آخرين اخبار و بهره برداري نادرست از اصل مطلبي كه در وبلاگ گفتمان اصلاحات آمده است، توضيحات ذيل ضروري به نظر مي رسد:
اينكه همواره كساني از سر وهم و ترس با جريان، حزب يا فردي همراهي نمايند واقعيتي است واضح تر از آنكه نياز به توضيح داشته باشد. مگر صرف همراهي اين و آن مي تواند دليلي براي قضاوت ارزشي بر عليه همراه شونده باشد؟! آيا از ديد شما همراهي صادق قطب زاده، مجاهدين خلق و ... در برهه اي از زمان با امام راحل مي تواند دليل برقراري اين هماني بين همراه كننده و همراه شونده شود؟! مطلب "وهم و ترس" مندرج در وبلاگ گفتمان اصلاحات نيز ناظر به همين واقعيت مسلم و بديهي بود. اما همراهي اين دو دسته تنها خلاصه به جريان اصلاحات نمي شود. چرا كه همراهي برخي از براندازان با جمهوري اسلامي به مراتب خطرناكتر از همراهي برخي ديگر از براندازان با خاتمي بوده است. فاصله نتايج حاصل از اين دو همراهي از وضعيت امروز همراه كنندگان و نتيجه فعلي كارشان پيداست! از نظر شما اگر كساني كه مشروعيت ديني تصميمات و قوانين در نظام جمهوري اسلامي را به زير سوال مي برند و كساني كه با پيچيدگيهاي به مراتب بيشتر و به "وهم" خود با نظام جمهوري اسلامي همراه شده اند و از ترس تعيين سرنوشت مردم به دست خويش به هزاران ترفند مشغولند، برانداز نيستند پس چه واژه اي مستحق آنان است؟! كساني كه از نظام جمهوري اسلامي كه به شهادت امام راحل(ره) و قانون اساسي حكومت مردم بر اساس قوانين اسلامي است نفي نقش مردم و تاثير آراي مردمي را مي فهمند و درصدد تحقق خلافت اسلامي به جاي جمهوري اسلامي هستند برانداز نيستند؟! آيا برخي از اين افراد كه به كمترين بهانه اي فرياد وا امامايشان بلند است و با طرح نظارت استصوابي به جاي نظارت قانوني، اصول متعددي از قانون اساسي، نظير اداره امور با اتكاء به آراء عمومي(اصل 6)، وجه مستقيم بودن انتخاب مردم در جريان انتخاب نمايندگان مجلس شوراي اسلامي(اصل 62)، اصل 177 كه بر لايتغير بودن جمهوريت نظام گواه است و ... را به يقين نقض كرده اند به براندازي نظام مشغول نيستند؟! كساني كه ظرفيت هاي قانون اساسي در تحقق حاكميت مردم بر سرنوشت خويش را ناديده مي گيرند و خیال هم می کنند که خدمت کرده اند، از يك طرف همان ضربه اي را به نظام جمهوري اسلامي مي زنند كه ساير براندازان مي زنند و از سوي ديگر بسان همان براندازان، روزي آزمون فيصله بخش آنان نيز فرا خواهد رسيد كه در آن روز بطلان نظريه خويش را ببينند و انگشت حسرت بر دهان بگيرند. روزي كه مردم بر اساس قانون اساسي و سایر قوانین موجود، انتخاباتي آزاد و سالم، خودشان انتخاب كرده باشند. انتخابي كه هرچند ممكن است در بهترين حالت خود نباشد اما بطور قطع اهميت آن در جايي است كه برنامه هاي از پيش تعيين شده را بر هم زده است! افق آن روز، در انتخابات سومين دوره شوراها نمايان شده است.


