فساد و استبداد


در نگاه اقتدارگرایان، داستان عدالت نیز مانند هر چیز دیگری به پدیده بی نظیری تبدیل می گردد که مانند آن در هیچ کجای جهان یافت نمی شود. منحصر به فرد بودن پدیده هایی نظیر دین و اخلاق، آزادی، عدالت و ... از نگاه اقتدارگرایان ناشی از ترکیب این عناصر با عنصر دیگری به نام قدرت است! نمی دانم در کجای دنیا فردی که ندای "دزد را بگیرید!" سر می دهد را دستگیر می کنند اما دزد در مصونیتی مطمئن به آن فرد پوزخند می زند؟! زمانی اکبر گنجی از شاه کلید و عالیجنابان خاکستری سخن گفت و گفت که اگر پرونده های قتل سیامک سنجری و فاطمه قائم مقامی را پیگیری نمایید به شاه کلید خواهید رسید و اگر پرونده قتل پیروز دوانی را بررسی نمایید به یکی از اعاظم عالیجنابان خاکستری می رسید اما به جای اینکه مظنونین به اتهام قتل را به دادگاه کشند، اکبر گنجی را مظلومانه به مدت 6 سال و با بهانه های واهی به زندان انداختند تا اگر زمان دیگری کسی قاتلی را دید و شناخت، فریاد "قاتل را بگیرید!" سر ندهد! این روزها فرد دیگری منتسب به اقتدارگرایان از فساد 44 نفر از مسئولین پرنفوذ نظام نام برده است. جالب اینجاست که اتفاقا" بعضی از همین افراد علاقه عجیبی در برقراری این همانی بین خود و نظام جمهوری اسلامی ایران داشته اند و دارند! اما متاسفانه باز هم به جای اینکه این مفسدین مالی را تحت تعقیب و برای پاسخگویی به بند کشند، فریاد زننده "دزد را بگیرید!" را به زندان افکنده اند! البته اینکه عباس پالیزدار کیست و سوابق و نیت او از طرح این مباحث چه بوده است، خود بحث مفصل و جداگانه ای است که کم و بیش هم قابل پیش بینی است، اما طرح مقوله فساد از هر نوع با مستندات کافی و وموجود - از هر طریق نظیر سخنرانی، مطبوعات و ... - از آن دست اموری است که در سراسر کشورهای توسعه یافته، دادستان بعنوان مدعی العموم باید با اقتدار وارد شده و زمینه رسیدگی به پرونده های اینچنینی را فراهم آورد. چرا که اجحاف در حقوق ملت مقوله ای نیست که بتوان با بهانه هایی نظیر تفاوت در نیت طرح کننده، سوابق، گرایشها و اهداف سیاسی ... از رسیدگی به آن صرفنظر نمود. این نوع نگاه اقتدارگرایانه تنها حاوی یک پیام است و آن رعیت پنداشتن مردم است! مردم اساسا" حقی در ملک شخصی سلطان ندارند که رسیدگی به نقض آن حقوق را هم طلب نمایند! اساسا" رعیت به جهت زنده بودن در ظل سلطنت سلطان باید تا آخر عمر شکرگذار باشند و تمام عمر هم برای همین شکرگذاری شایسته و بایسته است! در چنین فضایی است که ضارب تروریست حجاریان آزاد است، مستندات برای محکومیت سردار زارعی فراهم نیست!، و معاون فرهنگی دانشگاه زنجان تنها بادختری بدون روسری در اتاقی بوده است! اقتدارگرایان بر این باورند که در زمان تصدی مجتهد جامع الشرایط زمینه برای مقابله اساسی و ریشه ای با انواع فساد - سیاسی، اخلاقی، اقتصادی و ... - فراهم است. آیا حساسیت و برافروخته شدن رگ غضب، حداقل برای رسیدگی مقدماتی به چنین مواردی آسانتر و به جاتر نیست تا حساسیت در برابر کشف انواع توطئه های ندیده و نایافته یک عنوان کلی به نام "دشمن"؟ اگر اصلاح طلبان تحقق دموکراسی را بعنوان زیربنایی ترین بستر مبارزه با فساد می دانند چرا در فقدان دموکراسی، تعلل در بر خورد با مفاسد را اقتدارگرایان از خود نشان می دهند؟! همه نکته در اینجاست که با فساد مسئولین هم نباید برخورد کرد چراکه ممکن است مردم - رعیت - پررو شوند! امروز منطق حاکم این است. اما چه زیبا فرموده اند که : الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم.
در همین زمینه:
ریشه اصلی فساد را باید یافت - عباس عبدی
شروط لازم مبارزه با فساد - عباس عبدی







