خاتمی و انتخابات دهم ریاست جمهوری

عملکرد بسیار ضعیف و غیر قابل تصور دولت نهم همراه با دروغ گفتن های مثل راست رئیس دولت نهم باعث شده است که انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری از اهمیت بیشتری برخوردار گردد. در بین نیروهای اصلاح طلبی که معیشت و توسعه را از دریچه دموکراسی و حقوق بشر می بینند به درستی نوعی اجماعی نانوشته بر سر آمدن خاتمی شکل گرفته است. تا قبل از اعلام کاندیداتوری آقای کروبی، بین سه گزینه الف – رقابت "امکان آمدن خاتمی" با "هر گزینه دیگر" ب- رقابت "خاتمی" با "سایر گزینه ها" ج- رقابت "در میان کاندیداهای اصلاح طلب بدون خاتمی" طبعا" آمدن خاتمی ذیل گزینه اول از دید من در اولویت بود چراکه ضمن برخورداری از بیشترین فایده ها(امکان تایید صلاحیت، رای آوری بیشتر، افزایش فاصله آراء و کاهش امکان پر نمودن اختلاف با آراری تقلبی، برخورداری از قدرت اجماع حداکثری، تجربه عملکرد 8 ساله، اثبات شدن بسیاری از دعاوی اصلاح طلبان و ابطال بسیاری از ادعاهای اقتدارگرایان در دوره 8 ساله اصلاحات، برقراری تناسب عقلانی میان عناصر سه گانه هدف، سیاست، وسیله با یک برنامه موثر انتخاباتی و ...) در مقایسه با نقاط ضعف و ایرادات وارد بر خاتمی در دوره 8 ساله اصلاحات اساسا" حالت سوم را منتفی می ساخت. ضمن اینکه رقابت بین خاتمی و یک کاندیدای اصلاح طلب دیگر نیز اساسا" غیر ممکن است. بنابراین این کماکان آمدن خاتمی بود که امکان عملی شدن را داشت. اما با آمدن کروبی به میدان عملا" آمدن خاتمی ذیل گزینه اول کم رنگ و کم کم در حال ادغام در گزینه ناممکن دوم است. با این تفاوت که خاتمی "آن طرفی" خواهد بود که توپ نیامدن در زمین او افتاده است! هرچند که در روزهای اخیر امید به آمدن خاتمی وجود داشت و شاید کماکان از دید برخی نیز وجود داشته باشد اما احساس من این است که این امید متاسفانه کم کم در حال رنگ باختن است! اقدام زودهنگام آقای کروبی مانند برخی از اقدامات دیگر ایشان را نیز شایسته تلقی نمی کنم که البته در چارچوب یک حرکت حزبی و در یک نظام حزبی، کاملا" قابل دفاع است، اما وقتی قرار است همه با هم حرکت کنند چنین رفتاری قابل توجیه نیست. نتیجه اشتباه آقای کروبی در جلو انداختن بی حساب و کتاب خود تنها در سطح اصلاح طلبان به ضرر و زیان منجر نخواهد شد بلکه دامنه آن نتیجه انتخابات را نیز در بر خواهد گرفت. چراکه با توجه به تجربه سه دوره انتخابات گذشته باید گفت به احتمال قوی کروبی نخواهد توانست از پس امدادات غیبی و حزب پادگانی برآید هرچند که به جای ترک خواب صبحگاهی از هم اکنون نخوابد و همه امور را هم رصد نماید! از اینرو تکلیف ایشان مشخص خواهد بود! باید خود را برای نوشتن نامه لری و آتشین دیگری خطاب به مقام رهبری آماده نماید و مدتی پس از آن نیز که طبع لری ایشان فروکش نمود، دیدارهای هفتگی خود را با ایشان آغاز نماید و روز از نو روزی از نو! و البته باز این اصلاح طلبان پیشرو هستند که باید ناخواسته تاوان یک کج سلیقگی بدقواره را بدهند! از طرف دیگر برخی دوستان در یک حالت خوشبینانه بدون دلیل به جای اینکه واقعیت صفات و ویژگیهای خاتمی برای آنان تعیین کننده باشد.، تحلیل خود را به انجام عملی احتمالی از سوی کاندیدای اصلاح طلب دیگر – انصراف آقای کروبی - گره زده اند! و سعی می کنند همین تحلیل را عمومیت بخشند. واضح است که بیش ار 4 حالت در خصوص آمدن یا نیامدن خاتمی نمی توان متصور شد: 1- خاتمی حتما" خواهد آمد. 2- خاتمی بطور قطع نخواهد آمد 3- احتمالا" خاتمی خواهد آمد 4- خاتمی احتمالا" نخواهد آمد. واضح است که در چنین شرایطی هیچ سیاستمداری نمی تواند انتخاب کننده گزینه اول یا دوم باشد. بنابراین طبیعی است که از میان دو گزینه سوم و چهارم مناسبترین گزینه این باشد که خاتمی احتمالا" نخواهد آمد. با برقراری نسبتی اینچنینی میان خاتمی و انتخابات دهم علاوه بر اینکه فضای انتخاباتی آنگونه که مد نظر اصلاح طلبان است حفظ خواهد شد، آمدن خاتمی نیز نفی نشده است. ضمن اینکه با آمدن ایشان شور بیشتری را نیز می توان متصور بود همراه با اینکه با نیامدن ایشان نیز امکان برون رفت از این وضعیت وجود خواهد داشت. ضمن اینکه جمع چنین نتایجی بر گزینه سوم مترتب نخواهد بود. سیر حرکت در عرصه سیاست سیری خطی نیست که با مانعی تنها راه یا توقف باشد و یا عقب گرد! روندهای سیاسی به عنوان زیر مجموعه ای از تحولات اجتماعی فاقد سیری خطی هستند روندهای سیاسی به نمودارهای سینوسی می مانند که جریانات سیاسی در هر لحظه و بنا بر شرایط و مقتضیات درونی و بیرونی خویش می توانند در راس، بدنه یا انتهای نمودار جای گیرند و این جریانات در هر نقطه ای هم که قرار داشته باشند نباید این نکته را فراموش کنند که آن جایگاه، جایگاه ابدی آن جریان نیست. بنابراین هم باید بر اساس معیارهای هزینه – فایده، مقدورات - محدودیتها و فرصتها - تهدیدها اقدام نمود و هم به گونه ای عمل کرد که رفتار انتخاباتی از ابتدا و در هر برهه ای از زمان برای خود و بدنه نیروهای اصلاح طلب قابل توجیه باشد. هم بتوان آمدن خاتمی را برای بدنه نیروهای اصلاح طلب توضیح داد هم نیامدن خاتمی و در عین حال مشارکت ورزی و رای به گزینه بعدی را توجیه نمود. از اینروست که طبیعی ترین اقدام انتخاب گزینه چهارم است. بر این اساس ضرورت ایجاب می کند که برای بعد از تحقق این احتمال نیز چاره ای اندیشیده شود. در این مرحله و با توجه به نامزدهای مطرح در بین اصلاح طلبان فکر می کنم در غیاب آقای خاتمی اجماع بر سر کاندیداتوری آقای کروبی بهترین اقدام ممکن باشد. دوستان به خوبی می دانند که من خود از منتقدین جدی آقای کروبی بوده و هستم ( + ، ++ ، +++ ، ++++ ) کما اینکه نسبت به آقای خاتمی نیز کماکان برخی از انتقادات خود را وارد می دانم. به هر حال درست است که انتخاب چنین گزینه ای برای ما نتیجه مطلوب را در برنخواهد داشت اما با توجه به واقعیات موجود و تبار اصلاحی کروبی بطور قطع در تغییر وضعیت موجود موثرتر از دیگران خواهد بود. از اینروست که انتخاب چنین گزینه ای که در غیاب آقای خاتمی هم ممکن است و هم مفید توصیه می گردد. علیرغم تمامی انتقادات وارد بر کروبی، او می تواند در شرایطی خاص که البته من نیز تحقق آن شرایط را بعید می دانم – اجماع قدرتمند اصلاح طلبان بر سر ایشان، قطبی ساختن فضای جامعه و مشارکت قوی مردم – پیروز میدان باشد و در وجه سلبی نیز به تحقق اهداف اصلاح طلبانه کمک نماید. بنابراین اگر امور آنگونه که ذکر شد به پیش رود و با فرض اینکه اصلاح طلبان در غیاب آقای خاتمی نیز حول ایشان اجماع نمایند، من نیز به کروبی رای خواهم داد. از نظر من کروبی اصولگرایی است که کمتر راست را دروغ می گوید، بر خلاف کسان دیگری که دروغ را هرچه بزرگتر راست می گویند تا عمیقتر باور گردد! وضعیت کشور در حالی است که نباید منتظر انتخاب های طلایی نشست. اگر حتی بتوان با انتخابی مسی نیز لااقل بر سر راه تداوم حکومت یکدست مانع ایجاد نمود، نباید از اینکار دریغ کرد. کروبی هرچند عامل ایجابی نیست اما مانع سلبی هست! و فرق آن با سایر موانع نیز در نگاه جامعتر، تجربه بیشتر و قرابت بیشتر با مدل حکومتی غیر متمرکز است. نوشتن این مطلب علیرغم تلخی رابطه آن با احتمال نیامدن خاتمی چون با گوهر عقلانیت پیوند می یابد آن تلخی را به حلاوت تبدیل می نماید. هنوز هم می گویم ای کاش خاتمی بیاید. اما ...
در همین زمینه:
تبارشناسی سیاسی آقای کروبی - سید محمد علی ابطحی ( + ، ++ ، +++ )




