تبليغاتX
گفتمان اصلاحات - اسلام ناب در برابر اسلام قدرت زده

گفتمان اصلاحات

وبلاگ اندیشه ای با رویکردی به حوزه های مختلف اقتصاد سیاسی و گاهی شخصی

اسلام ناب در برابر اسلام قدرت زده

خط امام به مثابه یک راه است، از جنس تفکر و فرهنگ که می تواند نمونه ای از تجلی اندیشه هنجاری - ارزشی موثر در خط مشی گذاری های عمومی باشد، نه تصویری در قاب عکس که در سال تنها با آن عکس یادگاری گرفته شود. حیات و تببین خط امام در دهه اول انقلاب صورت پذیرفت اما بازخوانی همیشگی آن نیاز دائمی ماست. از اینروست که دبیرکل محترم جبهه مشارکت ایران اسلامی افتخار خود را خط امامی بودن می داند و دبیرکل سابق جبهه مشارکت نیز موضوع مناظره خود را به تبیین خط امام اختصاص می دهد. برای جریان اصلاحات که به حق معتقد است اصل نظام جمهوری اسلامی خوب است اما متاسفانه وضعیت امروز آن مناسب نیست، بهترین الگو، اتصاف به خط امام به مثابه اندیشه هنجاری - ارزشی موثر در خط مشی گذاری های عمومی در جهت پیشبرد طرح ملی - اسلامی توسعه همه جانبه و پایدار کشور است. خط امام از جمله مفاهیمی است که برای فهم دقیق چیستی آن نیاز به بازخوانی مجدد آن است. اهمیت رویکرد مجدد به خط امام از آنجا ناشی می شود که اساسا" ایجاد گسست بین تجارب پیشین و نقطه آغاز در مختصات دیگر فرصت هایی ایجاد خواهد نمود که گفتمان حاکم امکان ترویج نمونه متضاد با اصل را ترویج نماید. با ذکر این مقدمه به نظر می رسد برای تبیین مفهومی خط امام بتوان به 5 شاخص اصلی تشکیل دهده خط امام اشاره نمود. ترتیب طرح این شاخص ها نیز بر اساس نقش آنها در اهمیت و اولویت وقوع و بصورت سلسله مراتبی است:

۱- " مردم " : برای درک اهمیت نقش مردم می توان به نامه بسیار مهم حضرت امام به آیت الله مشکینی رئیس مجلس خبرگان وقت در جریان بازنگری قانون اساسی اشاره کرد. اهمیت این نامه از آن روست که اولا" نامه مزبور در اواخر عمر امام نگاشته شده است، ثانیا" به این دلیل که این نامه را به مجلس خبرگان قانون اساسی مرقوم فرمودند که وظیفه اصلی آن "اصلاح" قانون اساسی بوده است. امام در این نامه به صراحت یادآور می‏شوند: "اگر مردم به خبرگان رای دادند تا مجتهد عادلی را برای رهبری حکومتشان تعیین کنند، وقتی آنها هم فردی را تعیین کردند تا رهبری را به عهده بگیرد، قهراً مورد قبول مردم است. در این صورت او ولی منتخب مردم می‏شود و حکمش نافذ است" در این نامه، امام نخست رهبر را با واسطه "منتخب" مردم می‏خواند و مهمتر اینکه حکم ولی را در صورتی "نافذ" می‏داند که منتخب مردم باشد. با توجه به دیدگاه امام در خصوص نحوه تعیین رهبری که طبعا" می تواند از بیشترین میزان حساسیت در برخی اذهان برخوردار باشد، نقش مردم علاوه بر مشروعیت، رسمیت و قانونیت بخشیدن به نظام سیاسی در سطوح دیگری چون انتخاب رئیس جمهور، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، شوراهای محلی، صنفی، آموزشی و تولیدی به وضوح روشن می گردد. بر اساس نگرش امام چون رای مردم به خبرگان موجب این می شود که رهبر قهرا" مورد قبول مردم باشد و تنها در این صورت است که او ولی می شود و حکمش نافذ است بنابراین "رای مردم، رهبر منتخب مردم، کسب مقام ولایت و نفوذ حکم ولی" همه در طول یکدیگر قرار گرفته و هر سه منوط به "رای مردم" است. از این رو چون میزان رای ملت است و انتخاب رهبر، کسب منصب ولایت و شرط نفوذ حکم ولی منوط به رای مردم است لذا همواره امکان عدم تعلق رای مردم و اقبال و پذیرش مردمی وجود دارد. بنابراین از آنجا که مقدمه ممکن، ممکن است، باید همواره امکان بروز رای مخالف، عدم اقبال و نارضایتی مردم نیز وجود داشته باشد لذا به حکم ضرورت دقت بر این ممکن الوقوع، حساسیت در برابر ارزیابی چگونگی حصول رای مردم از طریق نوع سیستم انتخاباتی و چگونگی اجرای انتخابات یا همه پرسی اثبات می گردد.

2- " اسلام " : یکی دیگر از کلیدی ترین واژگانی که در مجموعه بیانات امام مشاهده می شود، کلمه "اسلام" است. اما باید دید ملاک اسلامی بودن نظام از دید امام چیست؟ پاسخ به این سوال بطور واضح مشخص خواهد نمود که منظور امام از اسلام در عرصه سیاست و حکومت چه بوده است. از نظر امام، اسلامی بودن نظام به معنای اجرای حدود و احکام اسلامی نیست. چراکه در این صورت  حتی بعنوان حفظ مصلحت نظام بصورت طبیعی حتی امکان تعطیلی حدود اسلامی وجود نداشت، چه رسد به احکام اولیه اسلام نظیر نماز، روزه، حج و ... که در مرتبه ای بالاتر از اجرای حدود قرار دارند. پس مراد امام از اسلام که اتفاقا" بخش عظیمی ار توجه امام را نیز به خود اختصاص داده است چیست؟ پاسخ به این سوال وقتی روشن خواهد شد که دریابیم امام از سوی دیگر از طریق مرزبندی با یک قرائت خاص از اسلام به نام اسلام آمریکایی، اسلام ناب را معرفی نموده است. پس از بررسی دیدگاههای امام در خصوص اسلام ناب و اسلام آمریکایی مشخص می شود که اسلام سیاسی و حکومتی امام از یک سو مقید به احکام اولیه و اسلام رساله ای نشده است و از سوی دیگر مدعی پاسخگویی به معضلات و مشکلات روز جامعه همراه با موضع گیری قاطعانه در خصوص حفظ کرامت انسانی بخش محروم و ضعیف جامعه شده است. چنین اسلامی است که در کلام امام به اسلام ناب تبدیل می شود. اسلامی که مبتنی بر اصول قرآنی، فقه پویا و احکام متعالی اسلام است. بنابراین هر کجا که واژه اسلام از دید امام مطرح شود باید در فهم نسبت موضوع مورد بحث با اسلام بلافاصله مدار بسته و باطل تحجر، اجتهاد مصطلح در حوزه ها را بر اساس پیام مهم امام در منشور روحانیت شکست، سپس موضوع مورد بحث را در نورانیت افق اسلام ناب قرار داد و آن را به عنوان موضوعی اسلامی از دید امام پذیرفت. این نتیجه که در واقع امتداد برونداد دستگاه معرفتی مردم است بیانگر همان اسلامی است که هم مردم آن را خواسته اند و هم قدرت تحمل آن را دارند این اسلام می تواند از طریق دموکراتیک به دو صورت ایجابی رهنمود دهی اهداف، ارزشها و احکام برخاسته از اهداف دینی و در وجه سلبی عدم مغایرت با موازین شرع بر خط مشی گذاریهای عمومی تاثیر گذارد. اهميت مصلحت در حفظ نظام از دید امام به قدري بالاست كه در صورت اضطرار مي‌توان احكام اوليه اسلام را تعطيل كرد، بنابراین با توجه به اشارات امام مشخص می شود که مصلحت کشور، اسلام، مسلمین و ... در کلام امام تماما" به معنای مصلحت مرسله است. به عبارت دیگر مصلحتی که امام از آن سخن گفته اند مصلحت آزاد از قیود شرعی است چرا که فرموده اند: تعبیر به آنکه اینجانب گفته ام حکومت در چارچوب احکام الهی دارای اختیار است به کلی بر خلاف گفته های اینجانب است. بنابراین مصلحت در کلام امام وزنا" و معنا" به معنای منفعت عمومی است.

3- "جنگ فقر و غنا " : فقر و غنا در اين تقابل كاملا" چند وجهي، يك "ضعف" و "قوت" نيستند بلكه يك جهان بيني ارزشي اند. با این توضیح که اگر ميان فقر و غنا جنگي نباشد، صلحی نيز نخواهد بود. اگر جنگ نباشد، رقابت وجود خواهد داشت. تنها با نگرش جنگ فقر و غناست که می توان به اهمیت توانمند سازی همه جانبه شهروندان اقدام نمود و در این مسیر جدیت داشت. و الا تجلی رقابت بین فقر و غنا وجود طبقات اجتماعي در شرايطي است كه طبقات بالاتر فخر مي فروشند و طبقات پايين تر، نسبت به جايگاه خود احساس ضعف و ذلت مي كنند. اين حالت از طبقات اجتماعي، حكايت از يك گسست اجتماعي دارد كه آبستن انبوهي از آسيب هاي اجتماعي است. گروه متمكن با مانور ثروت فخر مي فروشند و آنها نيز كه در طبقه متوسط جامعه هستند با نمايش و ادا كسب احترام مي كنند. طبقات فقير نيز در روياي بهره مندی از مظاهر شهرنشيني و متمدن بودن انگشت حسرت به دهان مي گيرند. در اين رقابت ناتمام رفتار غني و فقير هيچگاه تغيير نمي كند. مرفه با استفاده از اقتصاد بيمار شبانه روز بر ثروت خود مي افزايد و از حمايت قانون بهره مند مي شود . طبقه متوسط نيز مضطرب به دنبال رسيدن به طبقه بالاتر شبانه روز تقلا مي كند و طبقه تهي دست جامعه نيز به حاشيه نشيني شهرها روي مي آورد و به انواع امراض اجتماعي گرفتار مي آيد و در اين رقابت نامتناهي است كه مسخ انسانیت همه گير مي شود. نگرانی امام از اینرو بود که نكند محرومين جامعه با عناويني چون دهك هاي پايين درآمدي و قشرهاي آسيب پذير از حقوق همه جانبه خود محروم گردند و مردم به خصوص توده های محروم در فرآيند تصميم سازيهاي حكومتي به حساب آورده نشوند و در مقابل، خضوع در برابر بيگانگان در کنار ستمگري نسبت به مردم رایج گردد. ايشان با مطرح كردن كرامت انسان در برابر حاكميت سرمايه غیر از در خدمت تولید تصريح مي نمايند كه يكي از مهمترين ويژگيهاي اسلام آمريكايي يعني اسلام اشرافيت، اسلام ابوسفيان، اسلام ملاهاي كثيف درباري، اسلام مقدس نماهاي بي شعور حوزه هاي علمي و دانشگاهي و اسلام ذلت و نكبت، منكوب نمودن "كرامت انساني" است.

۴- "  کلمه توحید و وحدت کلمه " : یکی دیگر از شاخص های خط امام کلمه توحید و وحدت کلمه است. در نگرش ایشان شعار همه با هم اسم مستعاری برای "همه با من" بودن نیست. چراکه اولا" ایشان هم حضور و فعالیت جامعه روحانیت مبارز و سایر تشکل های همسو را به رسمیت شناخت و آنان را مجبور به وحدت با خود نکرد و هم انشعاب مجمع روحانیون مبارز از جامعه روحانیت مبارز را به عنوان مصداق دیگری از تکثر و رقابت پذیرفت. ایشان دو عنصر "تحمل" و "رقابت" را در کنار وحدت کلمه می دید نه در عرض و مزاحم آن. امام در عین اینکه منادی دعوت به وحدت بود قائل به وحدت مکانیکی و انداموار نبود. ایشان وحدت را محصول عملکرد یک ارگانیسم حیاتمند می دید که اجزای آن در کنار یکدیگر (تحمل + رقابت) به وحدت معنا خواهند بخشید. امام نه خود را ملاک وحدت می خواست و نه طرفداران خود را معیار وحدت می دید. ثمره این نگاه مترقی امام این بود که اساس تحولی مهم به نام دوم خرداد از دل همین انشعاب مجمع روحانیون مبارز در آمد. امروز نیز تبلور خط امام در این زمینه داری مختصاتی است که وحدت را در عین تحمل و رقابت بخواهد. از اینرو مقولاتی نظیر انواع سطوح ائتلاف و ... در این زمینه قابل بحث است.

۵- " مقاومت، ضدیت با استکبار و صهیونیسم " : شاخص دیگر خط امام مقاومت، ضدیت با استکبار و صهیونیسم است. تهدید عبارت است از ایجاد خطر از طریق رفتار یا مجموعه رفتارهایی که بوسیله محدود نمودن دامنه گزینه های انتخابی برای زندگی، حیات یا منافع یک بازیگر(دولت یا فرد) شکل می گیرد. بنابراین جدی بودن تهدید به میزان خطر رفتار تهدید آمیز بستگی دارد. لذا طیفی از تهدیدات از خطرناک ترین ها تا کم خطر ترین ها تشکیل می گردد. کم خطرترین و پر خطرترین رفتار تهدید آمیز نیز با کیفیت و کمیت محدودیت آفرینی در قدرت انتخاب نسبت می یابد. در این میان دو گفتمان سلبی و ایجابی رفع تهدید شکل می گیرد. گفتمان سلبی رفع تهدید به شرایطی اطلاق می گردد که در آن خطری نسبت به منافع بازیگر وجود نداشته باشد و این عدم وجود تهدید نیز معطوف به قدرت است به عبارت دیگر رویکرد امنیتی در این گفتمان بر به کارگیری ابزار قدرت سخت و نظامی در دفع تهدیدات و برقراری امنیت تاکید دارد. در حالیکه در گفتمان ایجابی رفع تهدید ملاک و معیار کارآمدی حداکثری و معطوف به ایجاد رضایت شهروندان است. دفاع تمام عیار نظامی در خصوص متجاوزین به تمامیت ارضی کشور، دفاع تبلیغی از دین و فرهنگ و کوتاه نیامدن بر سر خروجیهای کارشناسی شده به منظور تامین منافع ملی بر سر میز مذاکرات جهانی از مهمترین مصادیق این شاخص خط امام محسوب می گردد. نحوه مقابله با دشمنان نیز از دید امام از یک رتبه بندی معنادار پیروی می نماید. دشمن شناسی از دید امام وارونه نیست و بسته به نوع محدودیت و خطر آفرینی و بصورت واقعی طبقه بندی می گردد. از اینروست که در وصیتنامه ایشان از شیطان و نفس اماره – که اعدی عدو انسان است – به عنوان اصلی ترین دشمن آغاز می کند و سپس در عرصه امور سیاسی اسرائیل و آمریکا را هدف قرار داده، آنگاه به دشمنان دست دوم خارجی می پردازند و در نهایت اپوزیسیون را نشانه می روند. لحن ایشان حتی در برخورد با اپوزیسیون محارب لحنی ترحم انگیز و خالی از بغض و عداوت شخصی است و از اینکه جهل و غرور باعث خروج تعدادی از شهروندان برعلیه مصالح ملی شده است اظهار تاسف می کنند.

آنچه امروز نخست وزیر محبوب ملت و امام، مهندس موسوی در قالب طرح شعار "ایران پیشرفته با قانون، عدالت و آزادی" مطرح می نماید آن روی دیگر جریان خط امام اصیل است. جامعیت گفتمان مهندس موسوی در حفظ حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش، دفاع از اسلامیت نظام، تلاش برای توانمند سازی شهروندان با هدف تغییر نگاه کینه توزانه فقیر نسبت به غنی و نگاه تحقیر آمیز غنی نسبت به فقیر به نگاهی انسانی و اخلاقی، استفاده حداکثری از تمام نیروهای مفید و سازنده در مدیریت کشور و دفاع از ارزشهای متعالی مقاومت، ایثارگری و ... سبب شده است که گفتمان ایشان بیشترین قرابت و رابطه را با خط امام برقرار نماید. دیدگاه  مهندس موسوی از گذشته تاکنون از دو وجه برخوردار بوده است: وجه رویکرد عقلانی معطوف به ارزشها و وجه رویکرد عقلانی معطوف به هدف. پرسش اینجاست که وجه نخست را کدامین یک از کاندیداهای موجود منکر است؟ جز اینکه مخالفین با حاکمیت ملت بر سرنوشت خویش، مدلهای تقلبی آن را تبلیغ می کنند. مهندس موسوی در خصوص وجه عقلانی معطوف به هدف نیز بارها اشاره کرده اند که اولا" مسائلی نظیر اقتصاد دولتی مختص شرایط جنگی بوده است که حتی در کشورهای سرمایه داری نیز به همان شکل عمل شده است و مهمتر اینکه نتیجه این رویکرد در آن دوره و با وجود شرایط جنگی رضایت و رفاه نسبی شهروندان را در بر داشته است. ثانیا" شکل خروجی بسیاری از تصمیمات عقلانی آن دوران در زمینه تامین منافع ملی، حقوق شهروندان و ... با امروز تغییر یافته است و باید آن تصمیمات عقلانی را متناسب با شرایط روز پیگیری نمود. کما اینکه طرح مقولاتی نظیر عدم سابقه نظارت استصوابی در اوایل انقلاب، حاکمیت قانون، شبکه تلویزیونی خصوصی، جمع آوری گشت ارشاد، امکان مذاکره با آمریکا، انتقاد نسبت به عدم تنظیم فعالیتهای دولت نهم در چارچوب برنامه چهارم و سند چشم انداز، انحلال سازمان مدیریت و شوراهای تخصصی، دفاع از احقاق حقوق شهروندان، تامین منافع ملی، توسعه و پیشرفت و … از مصادیق مهم رویکرد معطوف به عقلانیت مهندس موسوی قلمداد می گردد. اگر به نظریات انتظام در پراکندگی و گره کانونی دقت شود وجود نقطه کانونی به عنوان عامل هویت بخش به دال های میان تهی شناور یک گفتمان در فضای ابری شکل پیرامون خود عمل می نماید که بسته به نوع گفتمان انتخابی می تواند متفاوت باشد. به عنوان مثال اگر گفتمان موسوی مورد بررسی قرار گیرد مشاهده خواهد شد که Nodal Point در این گفتمان همان اسلام ناب است و تمام دال های میان تهی شناور در گفتمان مهندس موسوی نیز از این نقطه کانونی هویت می یابند. بنابراین اگر گفتمانی حتی با داعیه عدالت و حفظ ارزشها نقطه کانونی خود را اقتدارگرایی قرار دهد تمام دال های میان تهی شناور پیرامون آن نیز از این نقطه کانونی هویت می یابند و اینگونه می شود که اسلام آنان نیز اسلامی قدرت زده خواهد بود. چه رسد به دال های درون تهی عرفی نظیر دموکراسی، حقوق بشر و ... . به نظر می رسد این دوره از انتخابات به ظاهر کاندیداها نباید نگاه کرد چراکه در نگاه ظاهری تفاوت چندانی نمی توان بر شمرد. همه از قانون اساسی، حقوق شهروندی و خط امام سخن می گویند. همه از عدالت ، استقلال و ضرورت برخورداری از انرژی هسته ای سخن می گویند و از رهبر به عنوان محور وحدت یاد می کنند. از بسیج سخن می گویند و ... . تنها با بررسی و شناسایی نقطه کانونی گفتمان کاندیداها است که می توان به نامزدی که در پناه ریاست جمهوری آن؛ تلاش برای تحقق دموکراسی و رعایت حقوق بشر امکانپذیر است، دست یافت.

 

لینک این نوشته در روزنامه صدای عدالت

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 11:59  توسط هادی حبیبی  |